-
نشانه شناسی از زبان دکتر فرزان سجودی
چهارشنبه 3 مرداد 1386 14:25
گفت و گو با دکتر فرزان سجودی زبان شناس در قلمرو نشانه شناسی دکتر فرزان سجودی در سال 1340 متولد شده است. او دوره کارشناسی را در رشته ادبیات انگلیسی و دوره های کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته زبان شناسی در دانشگاه علامه طباطبایی به پایان رسانده و فارغ التحصیل نخستین دوره دکترای این دانشگاه است. او هم اکنون عضو...
-
نشانه های ایمان
چهارشنبه 3 مرداد 1386 14:24
امام صادق (ع) از قول پیغمبر اکرم (ص) فرمودند، نشانه های ایمان بندة مؤمن 9 چیز است: - شادی و نشاط او را به باطل نکشاند، یعنی در خوشی ها از حد غافل نشود؛ - خشم و غضب او را از طریق حق بیرون نبرد؛ - قدرت سبب تجاوزش نگردد، یعنی اگر موقعیتی پیدا کرد به خودپسندی و گناه گرفتار نشود؛ - زیادی های سخنش را نگه دارد، یعنی به...
-
الگوی مصرف روزنامه در شهر تهران
سهشنبه 2 مرداد 1386 15:45
مقدمه الگوی مصرف روزنامه در ایران مدام در حال تغییر است. این دگرگونی متاثر از عوامل مختلف سیاسی– اجتماعی، فرهنگی و نیز فنی- حرفهای است. انتشار روزنامه های جدید، انتشار روزنامه های تخصصی، توقف و تعطیلی برخی از روزنامه ها و ورود نسل های جوان به جرگه روزنامه خوانان کشور مصرف روزنامه را پیوسته متاثر می سازد.به همین دلیل...
-
مطالعات ارتباطی با دیدگاه جغرافیایی
سهشنبه 2 مرداد 1386 15:40
مطالعات ارتباطی با دیدگاه جغرافیایی دکتر کاظم معتمدنژاد* مقدمه ارتباطات و جغرافیا در محیط زندگی انسانی همیشه در تقابل و تعامل بودهاند. ضرورتهای زندگی جمعی انسانها برای گذر از شرایط زیست خانوادگی و قبیلهای و مکانهای محدود مساعد برای ادامة حیات گروههای اولیة کوچک انسانی (برخوردار از ارتباطات مستقیم و چهره به...
-
فردایی که خیلی زود آمد...
سهشنبه 2 مرداد 1386 14:34
فردایی که خیلی زود آمد... با موهای سپید اما امیدوار، در یک صف دفترچه صورتی رنگ در دست، کنار هم خندان ایستاده اند. گاهی با هم حرفی می زنند. و گاهی چشمان خسته و منتظرشان را به باجه می دوزند. جایی که قرار است فیش های حقوقشان را بگیرند. حتماً قلبشان تندتند می زند. انتظار این خاصیت را دارد. با خود می اندیشم، همة این افراد...
-
ماجرای سر چهار راه
سهشنبه 2 مرداد 1386 14:30
خسته از کار برمی گردم. تازه به خانه که برسم، باید کلی کار عقب مانده را سروسامان بدم. پشت چراغ راهنمایی ایستادم. رنگش قرمزه، یعنی که باید بایستی، اینقدر تا سبز بشه، صبر می کنم، چرا سبز نمی شه. توی افکار خودم غرق می شوم، تا شیشة پنجره های خونه رو تمیز نکنم، نمی توانم توری بچسبانم. دستی محکم به شیشة ماشین می خورد، از...
-
اولین تجربه
دوشنبه 1 مرداد 1386 15:59
به نام خداوند مهربان این اولین باری است که یک وبلاگ برای خودم می سازم. اولین ها همیشه سخت تر و مهم ترند. شاید به این دلیل که قبلا تجربه نشده اند. امیدوارم این نخستین تجربه موجب دوستی و محبت و پیوند شده و با خود نیکی و مهربانی به ارمغان بیاورد.